حسن حسن زاده آملى

73

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)

حقيقت واحده اند يعنى كثرت مقهور و قائم به يك وحدت و وحدت قاهر و محيط صمدى به همه كثرات و به عبارت ديگر وجودات با همه تكثر و تمايز كه دارند ، مراتب تعينات حق اول ، و ظهورات نور او و شئونات ذات او هستند نه اين كه امور مستقل و ذوات منفصل باشند ، و اين توحيد اخص خواص اعنى كمل اهل توحيد است كه اولياى دين و عرفاى شامخين و حكماى متاله و متعمق در حكمت متعاليه اند اى القول بوحده الوجود و الموجود جميعا فى عين كثرتهما و اين حق توحيد و توحيد حق است اين كلام كامل متعالى نه قول به كثرت وجود و موجود هر دو است كه توحيد عامى است و در عين حال متكلم به كلمه توحيد و اعتقاد اجمالى بدان دارد ، و نه قول به وحدت وجود و موجود هر دو است كه به بعضى از اهل تصوف منسوب است ، و نه قول به وحدت وجود و كثرت موجود بدان نحو كه به ذوق تاله نسبت داده اند خداوند سبحان درجات استاد عارف ربانى حكيم مفسر جناب آقا ميرزا مهدى الهى قمشه اى را متعالى بفرمايد ، در توحيد كلامى داشت به اين مضمون : هر كس معتقد به توحيد كمل نيست از ديده توحيد كمل ، موحد نيست هر چند كه مسلم موحد است صاحب فتوحات در اين مقام توحيد كمل گويد : العالم غيب لم يظهر قط ، و الله تعالى ظاهر لم يغب قط ، والناس فى هذه المساله على عكس الصواب و به همين معنى عارف اجل جناب سيد احمد كربلائى و ديگر اولياى متاله مى فرمايند : اعلم انه لا وجود و لا موجود سواه و كل ما يطلق عليه اسم السوى فهو من شئوناته الذاتيه ، و اطلاق السوى عليه من الجهل والغى لا نغمارهم فى الاعتبارات و الامور الاعتباريه و غفلتهم عن الحقيقه و اطوارها و به همين معنى دقيق فرموده اند : غايت قصواى سالكان اسقاط اعتبارات و اضافات است و خروج از عالم پندار و اعتبار كه عالم غرور است بسوى حقيقت و دارالقرار در حديث حقيقت ، امير ( ع ) به كميل فرمود : محو الموهوم مع صحو المعلوم